X
تبلیغات
زولا

فقر  ،  فحشا  ،  فساد  ،  بچه های کار  

 

این یک حقیقت است .  و در جامعه ما . محسوس و ملموس   

من راوی آنچه دیده ام هستم . زمان . فروردین ماه

 قصه تلخ نظام سرمایه داری   

 

دیروقت است ازخانه دوستی بخانه برمی گردیم .اینک بخانه ام میاندیشم  

به آرامش عطرآگینش استراحتی وخوابی خوش پشت چراغ قرمزلابلای   

ماشین ها ، در نیمه شب  که هنوز سوز سرمای زمستانی را همراه دارد  

 

کودکانی را می بینم سرچهارراه در میان ماشین ها پخش شده اند!! گویا   

چیزی رابرای فروش عرضه می کنند با دست های کوچک شان به شیشه

میزنند نگاه التماس آمیزی که مشتریش شوی نمیدانم چه چیزی می فروشند گل 


و یا دستمال کاغذی و یا فال حافظ !! دست ها اما . ازچرک کبره بسته  ، یا پینه  

بسته !! صورت ها از سوز سرما . . معلوم نیست به سیاهی میزند یا سرخی ؟

توصیف آنچه بر تن دارد را نمی توانم !! بالاخره باید قبول کرد تن پوشی 


هست !! کودکانی که هر چه در دست های  کوچک شان هست ، حتما دارند

کودکی خود را می فروشند. جهانشان را می فروشند !! جهانی که نمیداند جای این 

کودکان دراین جغرافیا کجاست !! و تونمیدانی باید اسکناسی به آن ها بدهی تا دل  



دل خوش کنی باشد برای رسیدن به خانه ای . . که نه !! ،  کلبه ای که پدری

معتاد درآستانه درش . به انتظار حساب و کتاب کشیدن از او ایستاده است 

یا پایت را روی پدال گاز بگذاری و بگذری . . الفرار !!! . اما ، مگر  



یکی دو تا هستند؟ چرا جامعه ما با این سرعت سن بچه های کار را روز به روز 

پائین می آورد و مگر نمیدانیم . بچه هایی هستند که از پدر می خواهند تا از 

شهرداری مجوزساخت باند فرود هلی کوپتر شخصی در بام ویلایشان را 

اخذ کند . و البته یک مثنوی از این دست .


پروردگارا . . شیطان صفتانی که ناجوانمردانه برای دوستان کامنت های

توهین آمیز و یا اراجیف می نویسند را . به راه راست هدایت کن . آمین 

روی سخن  با این ناجوانمردان  است  . مگر شما زن ندارید ؟؟!! مگر دختر

ندارید ؟؟!! . . آگاه باشید چوب خدا صدا ندارد


انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس

تا کس نکند رنجه به در کوفتن مشت

 بطور معمول ( خوان هشتم ) هر سه روزی یک پست خواهد داشت

#######################################

تاریخ : 17 - تیر‌ماه - 1397 | نویسنده : خسرو فیضی | | 94 نظر