سیمای خاقانی در آیینه شعر لسان الغیب


امید که دوستان گرامی نوشتارهای سریالی بنده را در مورد خواجه

شیراز بیاد داشته باشند . این نوشته ها که بیش از نیمی از آن نتیجه

یادداشت ها از حضور تقریبی دو ساله ام در میان حافظ پژوهان می باشد

اغلب درمیان کوهی از یاد داشت های تحقیقاتی ام در مورد / شاملو /

که آن هم در ده پست سریالی نیمه تمام گذشت ،  نیزشاهنامه هم در

ده پست تقریباً سریالی و . . و . . بعلت ضیق وقت و عدم تجربه

کافی برای طبقه بندی و تاریخ گذاری . اینک بطور سرگیجه آوری

غیر تنظیم دقیق است . کاغذهای باطله هم هست و بیم از گم شدن

مطلبی که گهگاه در یکی از آن ها نوشته ای هست !! . به امان

خدا رها شده  ، اینک نوشتاری تازه را که باز گو کننده نقش

خاقانی شروانی درغزل های خواجه شیراز است را می نویسم

*******

همانطور که می دانیم . خاقانی بیشتر به قصیده سرایی شهرت

 دارد تا به غزل ، نیز . حافظ به غزل گویی شُهره است تا به

قصیده . با این حال این نکته مانع از قیاس دو شاعر بزرگ

پارسی گوی با یکدیگر نمی شود ، چرا که در این نوشتار

 آنچه مورد کند و کاو قرار میگیرد مقایسه شعر خاقانی با شعر

حافظ به لحاظ فرم ( رو ساخت ) و محتوا ( ژرف ساخت ) است

آنچه این قیاس را موجه تر نشان میدهد یکی طرز خاص سخن حافظ

است  ، چه این که حافظ هر آنچه شاعران پیش از او در قالب های

مختلف شعری بیان کردند در قالب غزل آمیخته ساخت و از این طریق

غزلی نو بنام ( غزلی تلفیقی ) بنیان نهاد . دیگر آن که اگر چه این

سرآینده بزرگ اشاره ای به خاقانی به عنوان کسی که به استقبال هنر

و اندیشه اش رفته . نکرده است . چنان که در خصوص سعدی و خواجو

می گوید . اما . بر اساس آنچه در سطور بعد خواهیم دید حافظ از شعر

خاقانی به جهات مختلف بهره های فراوان برده است . با این تفاوت که

سخنان وی نسبت به خاقانی از ساختاری نیرومندتر بر خوردار است

و کمال حـُسن ترکیب کلمات از آن خواجه می باشد 


از همراهی سروران گرامی با این نوشتار سپاسگزاری می نمایم


***************************************

 

تاریخ : 2 - فروردین‌ماه - 1397 | نویسنده : خسرو فیضی | | 63 نظر