X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری



این گونه عوام فریبی می کنند !!

شیخی پای منبر در مورد حلال و حرام صحبت میکرد و می گفت

 روزی سه تا دزد به خونه یک تاجر دینداری زدند و کلی پول و سکه را روی 

  خر صاحبخونه گذاشتن و زدن بیرون ،  تو مسیر دوتاشون دسیسه چیدن که

 

سومی رو بکشن تا سهمشون بیشتر بشه و همین کارو هم کردن بعدش

  آب و غذایی خوردن و باز راه افتادن . . که یه دفعه یکیشون خنجر کشید

   و رفیق دومیش رو هم کشت . شب که شد دزد آخر دل درد شدیدی گرفت

  

و بر اثر سمی که شریک قبلیش در غذایش ریخته بود ، مُرد

 الاغ که تنها مانده بود ، راه صاحبخونه را در پیش گرفت و بهمراه مال

  به خانه تاجر دیندار برگشت این یعنی مال حلال به صاحبش برمیگردد

  

مردم پای منبر صلواتی بلند فرستادند که ، یک نفر دیگر بلند شد و گفت :

  ای شیخ !! تمام دزدا که مُردند ، پس جریان رو کی واستون تعریف کرده  ؟؟!!


نکند خود الاغه گفته . . بعد از آن روز دیگر کسی شیخ را ندید


ما بسیار از چیزها را پذیرفته ایم فقط بخاطر این که یک لحظه

نرفته ایم از بیرون و از بالا به آن نگاه کنیم

 



********************************************************

تاریخ : 5 - بهمن‌ماه - 1396 | نویسنده : خسرو فیضی | | 33 نظر