X
تبلیغات
رایتل


عامیانه ها


ادبیات فولکلوریک ( عامیانه ) همیشه بخش عظیمی از فرهنگ ملت ها

 بوده است . و بار ادبیات عامیانه در ایران بیشتر بر شانه های شعر

سنگینی کرده  . تا نثر . هر چند بعضی از شعرها که در قالب عامیانه

سروده شده . در چهار چوب  فولکلوریک قرار نمی گیرد .


این گونه شعرها از یک نظر همیشه جلب نظر مرا کرده اند . بخاطر لحن

صمیمانه ای که داشته اند  . این شعرها به حرف زدن و زمزمه کردن

بیشتر نزدیک هستند . و همین باعث ایجاد فضایی صمیمی بین شاعر

و مخاطب می شود .


سروده ذیل از . . استاد محمد علی بهمنی می باشد .


خواب دیدم بازم داریم شهرو چراغون می کنیم

چراغ خونمون . . نذر خیابون می کنیم !!

روی این سقف سیاه کاغذ آبی می کشیم

آسمونو پـُر خورشیدای الوون  می کنیم


خواب دیدم چیکار کنم ؟ خوابو نمیشه که ندید

خواب دیدم ما هم داریم عیش فراوون می کنیم

توی خواب خلی چیزارو میشه دید . حیف که ما

این همه دیدنی  رو از دیده پنهون می کنیم


خواب دیم بهم میگیم فتح طلسما با ماهاست

ی روز این دیو غمو از سینه بیرون می کنیم

قلعه سنگبارونم اگر که سنگرش باشه

امیر ارسلان میشیم قلعه رو داغون می کنیم


هفتا خوان چیزی که نیس بیشتر از این هم که باشه

ما همون کاری که کرد رستم دستون می کنیم

حالا که این کلکا خنجرو از پشت میزنند

ما چرا پشتمونو به تیغ برون می کنیم


آخ چقد خوابا خوبن کاشکی بازم خواب می دیدم

می دیدم بازم داریم کاری کارسون می کنیم


و اینک یک سـُوال از استاد .

جناب بهمنی آیا می توان به این خواب ها لباس حقیقت

پوشاند ؟؟!!

................................................................

....................................

 

 

 

تاریخ : 13 - دی‌ماه - 1396 | نویسنده : خسرو فیضی | | 34 نظر