X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

چگونه شیفته ادبیات شدم 


بی شک نقش پـُرنگ ابـَر مرد توس و جهان و آن حماسه های رزمی

عاطفی و عاشقانه ی شاهنامه غزل های دلنشین شیخ شیراز . استاد

مسلم سخن . نیز بوستان و گلستانی که خزان را در آن راهی نیست

و نهایت خواجه شیراز که / هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق /

را نمی توان نادیده انگاشت . البته خاقانی شروانی . صائب تبریزی

شهریار شاعران . حافظ ثانی . . و یک غزل !!! غزلی که در عنفوان

جوانی چونان سـُرم قطره فطره هضم اش کردم !! که واژه واژه اش

مرا به عمق دریای زیبای کلمات برد . تا قدرتش را نشانم دهد !!

آری این جادوی کلمات است که می تواند در لحظه ای جهانی را

در هم بکوبد و از نو بسازد و هربار زیباتر از پیش !! . این

جادوی کلمات است که می تواند اسیرت کند و تو از این اسارت

 زندگی بیابی !! .


می گویند / قو / زمان مرگ خود را می فهمد به وسط دریا میرود

آوازی سوزناک می خواند و بال های خود را آنقدر بهم میزند تا

آتش میگیرد و خود در میان آتش خاکستر می شود . . . اما .

در پایان فرزندش بدنیا می آید . . و قویی زیبا متولد می شود!!

این غزل از چندین جشنواره داخلی و خارجی جوایزی را

 دریافت کرده . شاعر . دکتر حمیدی شیرازی

 

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد //  فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی // رود گوشه ای دور تنها بمیرد


در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب //  که خود در میان غزل ها بمیرد

گروهی بر آنند که این مرغ شیدا  // کجا عاشقی کرد ؟ آنجا بمیرد


شب مرگ از بیم آنجا شتابد //  که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم // ندیدم که قویی به صحرا بمیرد


چو روزی ز آغوش دریا بر آمد //  شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن //  که می خواهد این قوی زیبا بمیرد


بعد از تحریر. . .

مصراع دوم مقطع غزل را بعضی اساتید اینگونه می نویسند

که می خواهد این قو ، زیبا بمیرد

..............................................................................

....................................

تاریخ : 6 - دی‌ماه - 1396 | نویسنده : خسرو فیضی | | 33 نظر