X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری


نگاهی نو بر شاهنامه . . . بخش دهم .


بنده این بخش شاهنامه را که در آن سیندخت چون سفیری به نزد

سام میرود  .  گویاتر و نیرومندتر از آن بخش های دیگر میدانم که   

دو پهلوان به گرز و شمشیر در هم می آویزند. شاه ایران سپهسالار

سام نریمان را با سپاهی گران روانه می کند که کابل را بسوزاند

مهراب کابلی سخت برآشفته و بیمناک است و سفیری پُرتدبیر را

بر می گزیند که سرانجام . سام را در نبرد گفتگویی خرد آمیز

به زانو در می آورد . اگر نقش همین داستان اسطوره را صد

شاعر پارسی زبان به نظم در می آوردند . گمان نمی رفت که

گفته هیچکدام با سخن استاد توس برابری کرده و پهلو بزند !!

دقت ، دانش . فصاحت و ایجاز گوینده شاهنامه همتا ندارد .

برای این که دقت علمی حکیم توس را دریابیم . به چند نکته

 اشاره می کنم .


1ـــ سفیر . بدون خبر قبلی . ناگهان به نزد سام میرود .


به کارآگهان گفت تا ناگهان // بگویند با سرافراز جهان

که آمد فرستاده کابلی  // به نزد سپهدار یل زابلی


2 ـــ  سفیر در تعرفه خود . ظرافت آمیخته و فروتنی به

کار میبرد در کلام او  / سپهبُد جهانگیر سام / والاتر از

مهراب گرد نمایان شده است .


ز مهراب گرد آوریده پیام // به نزد سپهبُد جهانگیر سام


3 ـــ ادب و فرو تنی سفیر در برابر سام حُسن مطلع ویژه ای

دارد هدایا هم بیش از حّد معمول است !! .

4 ـــ  سفیر دانا . سام را غافلگیر می کند . جهان پهلوان در انتظار

اعلام جنگ و پیشنهادهای دیگر است .


پُر اندیشه بنشست برسان مست // به کش کرده دست و سرافکنده پست


معلوم است که سام از همان آغاز دیدار سفیر قدری خودش را گم کرده

است !! . هدایا بسیار و سفیر جنگجو نیست که زنی بلند بالا . زیبارو

که محکم سخن می گوید . سفیر با درخواست گفتگوی محرمانه اهمیت

 کار خود را بیشتر جلوه میدهد . ( ز بیگانه خانه بپرداختند )


5 ـــ سیندخت . سام را به خرد و دلیری می ستاید . او را مردی دادگر

 می شمارد . سپس می گوید . که خداوند از تو خونریزی را نخواهد

پسندید . ( از آن ترس کو هوش و زور آفرید )


6 ـــ سفیر دانا . پهلوان ایرانی را که از پی سوزاندن کابل به آنجا

لشگر کشیده بود . با ادب و سخنگویی به کاخ خود و مهراب به مهمانی

می خواند .


چماند به کاخ من اندر سمند // سرم بَر شود بآسمان بلند


7 ـــ سفیر پیش از باز گشت از سام اجازه میگیرد . و این نشانه

خرد اوست .


به دستوری باز گشتن به جای // شدن شادمان پیش کاول خدای


بانوی سفیر بر اساس کاردانی و خرد خود . جنگ و رزم را

به مهمانی و بزم تبدیل می کند . و جهان پهلوان با سفیر به مزاح

سخن می گوید و دشمنی ها یک باره به دوستی بدل می شوند .

این بود همان . 50 بیت !!!! آیا بهتر نبود همان اشعار نغز را

نوشتن ؟؟؟؟!!!. تا این تفسیر آبکی ...!!!

و اما . زال از آزمون های منوچهر شاه سربلند و پیروز بیرون

می آید . فرمانروایی سیستان را از شاه میگیرد و چند شبانه روز

در کابل و چند شبانه روز در سیستان جشن ازدواج بر پا میشود

روزگارتان چونان جشن زال و رودابه خجسته باد . سپاسی فراوان

از همراهی سروران گرامی . مرهون محبت هایتان هستم .

.........................................................................

....................................

تاریخ : 11 - آبان‌ماه - 1396 | نویسنده : خسرو فیضی | | 44 نظر