X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی


نگاهی نو بر شاهنامه . . . بخش هشتم .


رودابه بلند نظر و بخشنده گیسو را کمندواربرای بالا رفتن زال از

کنگره می آویزد . . .


کمندی گشاد او ز سرو بلند  /  کس از مشک زان سان نپیچد کمند

خم اندر خم و مار بر مار بر / برآن غبغبش نار بر نار بر

بدو گفت بریاز و برکش میان / بَر شیر بگشای و چنگ کیان


( یاز ـــ دست ها را افقی باز کن و موهایم را چنگ بزن ) می بخشید .


بگیراین سیه گیسو از یکسوام / ز بهرتو باید همی گیسوام

نگه کرد زال اندران ماه روی / شگفتی بماند اندران روی و موی

چنین داد پاسخ که این نیست داد / چنین روز ، خورشید روشن مباد / به به

که من دست را خیره در جان زنم / برین خسته دل ، تیزپیکان زنم /شگفتی

کمند از رهی بستد و داد خم / بیفکند خوار و نزد ایچ دم

به حلقه در آمد سر کنگره /  برآمد ز بن تا به سر یکسره

چوبربام آن باره بنشست یاز / برآمد ، پری روی بردش نماز

گرفت آنزمان دست دستان به دست / برفتند هردو به کردار مست

فرود آمد از بام کاخ بلند / به دست اندرون دست شاخ بلند

سوی خانه زرنگار آمدند / بدان مجلس شاهوار آمدند

بهشتی بُد آراسته پُر ز نور /  پرستنده بر پای و بر پیش حور


خواهش و استدعایی که یک بار دیگر این ابیات را بخوانید !! . بخصوص

که من دست را خیره در جان زنم / برین خسته دل ، تیز پیکان زنم

براستی یک شگفتی نیست این تصویررا با کلمات این چنین بر بوم کاغذین

ترسیم کردن . که موی تو را بجان دوست دارم و چنگ من چون پیکان است

چگونه تیر بر جانم زنم ؟؟!!! . این است که تا خورشید طلوع می کند .

جایگاه حکیم توس برسریر ادبیات جهان مجسم است .

گیسوان آویختن رودابه نشانه و نمونه ای ( سمبولیک ) است و از مهر او

به زال سخن می گوید .

توجه کنیم که حکیم توس تاکید دارد که فقط مهمانی و دیدار بوده و پرستندگان

در پیش پای آنان نشسته بودند . و رودابه نزد  و روبروی زال .


بهشتی بُد آراسته پُر ز نور /  پرستنده بر پای و بر پیش حور


هر دو آنان می خواهند که خورشید بسیار دیر تر از معمول طلوع کند !! تا

آنان از هم صحبتی با هم لذت برند . این سروده فردوسی را سال ها بعد

استاد سخن هم میسراید .


که ای فَـَرگیتی یکی لخت نیز /  نبایست آمد چنین پُرستیز

مگر کین دو مهر آزمای نژند / گسستندی از دل غم و درد و بند


و سعدی شیرازی می فرماید .


ببند یک نفس ای آسمان دریچه صبح / برآفتاب که امشب خوش است با قمرم


و اما . . . رودابه و زال سوگند وفاداری یاد می کنند . زال می گوید باید

با سام و منوچهر شاه ایران زمین هم آهنگ کند . هر چند رای آنان هم نباشد

من از تو نمی گذرم . مگر از روی جنازه من رد شوند !! . رودابه هم

سوگند می خورد که بر تن او جز زال کسی فرمانروا نخواهد بود .

دوستان ارجمند از همراهی ، نقدها و راهنمایی ارزنده شما گرامیان

ممنون و متشکرم . نیز بجایی رسیده ام که اندیشه ای آزارم میدهد

آیا توان ادامه داد این نوشتار را دارم ؟؟!! . بخدای یکتا می سپارمتان .

....................................................................................

.........................................

تاریخ : 5 - آبان‌ماه - 1396 | نویسنده : خسرو فیضی | | 23 نظر