X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری


نگاهی نو به شاهنامه . . . بخش سوم 


سام سحرگاهان پشیمان و شرمسار ، پس از توبه و زاری بدرگاه ایزد 

یکتا فرزند جویان به البرز کوه روی می آورد نشیم بلند سیمرغ را

در کوهسار می بیند . اما . کس را یارای بالا رفتن نیست . چه رسد

به جایگاه سیمرغ !! . پهلوان زانو میزند . اشک محاسن سپیدش را

می نوازد !! دوباره با خدای خویش به راز و نیاز مشغول . . .


بیامد دمان سوی آن کوهسار /  که افکنده خود کند خواستار

سر اندر ثریا یکی کوه دید / که گفتی ستاره بخواهد کشید

ابَر آفریننده کرد آفرین  /  بمالید رخسارگان بر زمین

همی گفت که ای برترازجایگاه / زروشن روان و زخورشید وماه

گر این کودک از پاک پشت من است / نه ازتخم بدگوهراهریمنست

ازین بَر شدن بنده را دستگیر / مرین پُر گنه را تو اندر پذیر


سیمرغ سام را به زال می نماید . و می خواهد که به نزد پدر

باز گردد . . اما . زال نمی پذیرد و می گوید . .


به سیمرغ بنگرکه دستان چه گفت / که سیرآمدهستی همانا زجفت


سیمرغ چند پر خویش را به زال میدهد تا هر گاه آزاری از آدمیان

دید . پر را در آتش افکند تا سیمرغ حاضر شود واو را به البرز

کوه برگرداند .


همان گه بیایم چو ابر سیاه  /  بی آزارات آرم بدین جایگاه

 

بدین قرار زال را به نزد پدر می‌ آورد .

استاد توس در اینجا چنان هنگامه ای از دانش و کلمات بر پا می کند

که هزاران سال تازه می نماید /  که از باد و باران نیابد گزند


ز پروازش آورد نزد پدر / رسیده به زیر برش موی سر

تنش پیلوار و به رخ چون بهار /  پدرچون بدیدش بنالید زار

فرو برد سر پیش سیمرغ زود /  نیایش همی بآفرین بر فزود

که ای شاه مرغان تو را دادگر /  بدان داد نیروی و ارج و هنر

به فریاد بیچارگان یاوری  /  به نیکی به هر داوران داوری


سام با پوزش از آنچه در گذشته کرده به مردانگی سوگند یاد

می کند گذشته را جبران کند . منوچهر شاه ایران . از سام

جویای احوال زال می شود . از ستاره شناسان می خواهد که

طالع اش را نگاه کرده آینده اش را بازگو کنند . آنان در علم

خویش بسیار به اندیشه نشستن . و همگی یکدل و یک زبان

آینده درخشانی را نوید دادند . . .


که او پهلوانی بود نام دار / سرافراز وهوشیار و گُرد و سوار


منوچهر فرمانروایی کابلستان و هند و زابلستان را به سام میدهد

او با زال و لشگر به سیستان می آید . زال را بجانشینی خود

می گمارد و به رزم دیوان گرگساران مازندران میرود . و به

زال توصیه می کند . بسیار تلاش کند تا بیاموزد آنچه تا کنون

دور از آدمیان نیاموخته است .


کنون گرد خویش اندر آور گروه / سواران و مردان دانش پژوه

بیاموز و بشنو ز هر دانشی / که یابی ز هر دانشی رامشی


زال توصیه پدر را بکار بست تا آنجا که . . .


چنان گشت زال از بس آموختن / تو گفتی ستاره است ز افروختن

به رای و به دانش بجایی رسید / که چون خویشتن درجهان کس ندید


از همراهی شما عزیزان ممنون و متشکرم . نقدها و راهنمایی خردمندانه

سروران گرامی راه گشای بهترو کامل شدن این نوشتار است . .

نیک آگاهم دوستان بسیار بهتر و بیشتر از بنده میدانند که این نوشتار

تا چه اندازه فشرده و خلاصه نویسی می شود . بیم آن دارم که حوصله

و زمان کافی برای خواندن نداشته باشید . بخدا می سپارمتان .

.....................................................................

.......................................

تاریخ : 18 - مهر‌ماه - 1396 | نویسنده : خسرو فیضی | | 16 نظر