قسمت دوم  و پایانی  


لطفاً روز معلم را از تقویم پاک کنید


می خواست با لبانش سوت بزند که نشد .  ادامه داد که آففرین چرا بعد نخواندی ؟ گفتم در کارشناسی

ازدواج  کردم  کار و درس دیگر سخت شده بود . نهایت زمان خدا حافظی باز هم دستش را

بوسه باران کردم . سوار شدند و من دعا که ماشین روشن شود . مبادا استادم خجالت زده که . . .

خدا را که با دومین استارت روشن شد !! یک آر دی مدل 72 / 73 که خستگی از سر و رویش می


بارید !!  . آنقدر نگاهش کردم تا در میان آهن و فولاد متحرک شهر ذوب شد گویی  قطره ای آب در

زمین . ولی من هنوز با نگاهم می گشتم . می خواستم  یک بار دیگر ببینمش !! . و بعد سرم را بسوی

 آسمان . . بسوی خدا . . نمیدانم نگاهم خشم ناک بود . یا التماس گونه  . اگر از من می پرسید ماشین

 

داری ؟   ،  بخدا می گفتم نه . . خانه ام ندارم !! . . آخرچگونه بگویم  ماشینم 5 برابر قیمت ماشین  

 توست که بمن  گفتی  غورباغه را  . قورباغه می نویسند !! . مگر او نبود که بمن آموخت اثیر ،  اسیر

نیست . قاضی نمی تواند غاذی باشد . سفیر که صفیر نیست !! صواب تو ثواب نیست !! .  همسرم  با

 

کالسه خرید و بچه ها آمدند . نگاهم کرد ، ناباورانه پرسید گریه می کنی ؟؟ گفتم دلم  می خواهد گریه

 کنم . دلم می خواهد قدرتی داشتم تا می توانستم این روز معلم را از تقویم پاک کنم !! این شعار کلیشه ای

خسته کننده  نخ نما شده اعصابم را خورد می کند . .  من معلمم را دیدم  کت و شلوار کهنه و ماشینش

 

کهنه تر از لباسش . . آه . . خدا . مگر نه این که معلمی شغل انبیا بود ؟؟ . چرا معلمین و فرهنگیان

در کشورهای مترقی  لقب شان  مقدسین است  . و تقریباً بیشترین حقوق را دریافت می کنند . تمام  

 ملت تکریم شان می کنند . آن وقت  یکی از با سوادترین و دلسوز ترین معلمان ما قیمت ماشینش 8 / 9

 

تومان است و معلوم نیست خانه ای هم دارد یا نه . . فقط یک خواهش  این روز معلم را از تقویم پاک

 کنیم . یک شاخه گل . یک کتاب . یک جفت جوراب  !! اگر توهین نباشد نمی توان در قاب تکریم

 و قدردانی تماشایش کرد .  روز معلم فقط یک شعار است  !! لطفاً یک نگاه به حقوق نجومی مدیران

 

 ناکار آمد بیاندازید .  معلم شمع گونه می سوزد روشنی می بخشد تا نسل آینده در تاریکی های جهان

سیاست های آشفته و ناشناخته گمراه نشود

 

براستی که همه گویند سخن و . . سخن گفتن سعدی دگر است  (  جور استاد به ز مهر پدر است  )

مقدسین جامعه . دستتان را با اشتیاق و افتخار می بوسم 

********************************************************

 

تاریخ : 5 - خرداد‌ماه - 1397 | نویسنده : خسرو فیضی | | 15 نظر

لطفاً روز معلم را از تقویم پاک کنید


با همسرم و بچه ها برای خرید به فروشگاه شهروند رفته بودیم . معمولاً کُلی

خرید می کنیم . یک نوع صرفه جویی در وقت است . در فروشگاه و در چند

قدمی ما زن و مردی تقریباً سالخورده سبد خریدشان را پُر کرده بودند . ماکارونی


روغن مایع . پودر لباسشویی و . . و . مرد مسن تا آنجا که می توانست دولا شد

تا از طبقه پائین کیسه های برنج 10 کیلویی را بردارد . تصور کردم برایش سخت

است  . خودم را سریع به آنجا رساندم  . سلام کردم و کیسه برنج را برداشتم . چهار


چشم متعجب ،  نگاهم می کرد . تا مرد بسخن آمد .تشکر کرد و گفت حالا که زحمت

کشیدید یک کیسه دیگر هم  می خواهم . بلافاصله خواسته اش را انجام دادم  . زن

و مرد نگاهی پرسشگرانه با هم و سپس از من تشکر کردند . گفتم مسله ای نیست

تا ماشین همراه شما هستم . و در این حال دسته کالسکه را گرفتم و بطرف صندق


و بالاخره به ماشین رسیدیم  . تمام لوازم خریداری شده را روی صندلی عقب

گذاشتم دو کیسه برنج را پائین صندلی  . زن و مرد تند تند تشکر می کردند . آنگاه

مرد دستش را برای خداحافظی بسویم دراز کرد . دستش را دو دستی گرفتم و بوسه

بارانش کردم . مرد در حالت شگفتی دستش را کشید . آه ه این چه کاری بود  ؟؟


گفتم : شما آقای اسلامی نیستید ؟ مدرسه شهید داوری  . من خسرو فیضی هستم

شاگرد خوب شما . . . برای این که خجالت نکشم سیاستمدارانه یک  . ها . ها بله بله ای

گفت و در حال تفکر . . ناگهان بلند بلند گفت . فیضی فیضی یادم آمدم همه اش

19/ 20 بله شاگرد ممتاز من . . با دست هایش بازوان مرا گرفت  بسر تا پایم


خریدارانه نگاه کرد و بعد گفت . شما خیلی لاغر و ظریف بودید . حالا ماشاالله

سهراب سمنگانید و خنده ملایمی . . گفتم . بله استاد 10 سال ورزش پرورش اندام

را ادامه داده ام . . تا کجا خوندی ؟  گفتم تا ارشد ادبیات . می خواست با لب هایش

سوت بزند که نشد

ادامه دارد

*************************************

تاریخ : 30 - اردیبهشت‌ماه - 1397 | نویسنده : خسرو فیضی | | 45 نظر



اساتید محترم   ،   دوستان گرامی 

رهگذران عزیز 


خوشحالم  پیشنهاد من مورد قبول استاد فیضی  قرار گرفت


وبلاگ وزین خوان هشتم


که به واسطه پست های تحقیقاتی  ،  علمی  ،  ادبی  و اجتماعی 

شهرتی بسزا دارد . هرگز برای شمارش کامنت  زندگی نکرده است !!


بنابراین از این پس در برابر هر کامنت  شما  ،  من و استاد برایتان کامنت

خواهیم گذاشت  . بهترین ها را برایتان آرزو می کنم


مهسا سلطانیان


************************************************

تاریخ : 25 - اردیبهشت‌ماه - 1397 | نویسنده : خسرو فیضی | | 45 نظر

بررسی راندمان تلویزیونی
ماهیت تلویزیون های اینترنتی در ایران و مواجهه صدا و سیما با این پدیده

با نزدیک شدن ماه مبارک رمضان و پخش سریال ها و برنامه احسان علیخانی
این سُوال مطرح می شود که . . مدل اقتصادی اکثر تلویزیون های
اینترنتی چگونه می تواند باشد ؟ و این تلویزیون ها از کجا درآمد دارند ؟


میدانیم که تلویزیون هایی مانند / نت فلیکس / از راه اشتراک درآمد
کسب می کنند . وقتی شبکه ای در سطح جهانی و در بیش از صد کشور
مشترک عمده داشته باشد . اگر مبلغ اندکی مثلاً 10 دلار ( و نه دلار
به قیمت بازار ایران !!!!  ) حق اشتراک بگیرد . در مجموع کُل مبلغ سر
به فلک میزند ! البته اینان می توانند از محل های متنوعی مثل تبلیغات  ،
تولیدات تلویزیونی ،  جذب اسپانسر و قرارداد با شرکت های بازار یابی
و . . و . . کسب درآمد کنند . که از نظر مالی بازارهای خیلی جذابی
هستند . اینک این سُوال مطرح می شود که در کشور ما این درآمد زایی
چگونه است ؟؟ آیا شرکت ها توانایی انجام این کار را دارند و زیر ساخت
فنی یا حقوقی این کار وجود دارد ؟؟
به نظر نگارند . . همه ی این ها در ابهام و نهاد یا شخص مسئولی
پاسخگو نیست و در هیچ رسانه ای باز تاب ندارد


*******************************************************

تاریخ : 23 - اردیبهشت‌ماه - 1397 | نویسنده : خسرو فیضی | | 15 نظر


آرزوهای عوام 

باورها و تجربیات خودم


در زندگی  سه راه بیشتر ندارید . یا عامی باشید . یا موفق . یا توانگر

عوام کسانی هستند که آرزوهای بزرگ دارند  . آما . همتی نمی کنند یا

با دو . سه بار تلاش و ناکامی پا پس می کشند . .


موفق ها در زندگی خود

هدفی را انتخاب و بسوی آن گام  برمی دارند . آنان هزینه های  رسیدن به

اهداف خویش را می پردازند !! .


توانگران ،  موفق هایی هستند که بخاطر

 موفقیت شان از هیچ  یک از عرصه های مهم دیگر زندگی باز نمانده اند یک

مثال بارز این است که شخص در راه موفقیت مالی  . خانواده اش را قربانی

نکرده باشد . اما . از منظر این نوشتار کسانی هستند که دوست دارند متفاوت باشند

ثروتمند باشند . همسری عالی و فرزندانی نیک در کنارشان . البته فقط می خواهند

ولی برای رسیدن  . . حاضر نیستند هزینه ای بدهند  . فرض کنیم شما دانشجو هستید

در اطرافتان دانشجویانی می بینید که در طول ترم بیشتر مشغول وقت گذرانی و خوش

بودن با رفقا هستند و دلخوشی شان این است که شب امتحان نمونه سُوالی  گیرشان

بیاید که سُوالاتی نظیر امتحان آخر ترم را دارا باشد !! یا دل شان خوش است  . استاد

به ایشان ارفاق خواهد کرد . . ( این موضوع را بارها دیده ام )  بنده اینان را  از طبقه

عامی میدانم !! . چرا که هزینه رشد تحصیلی را نمی خواهند بپردازند  دانشجوی خوب درس

را در طول ترم می خواند . کلی تحقیق و پیگیری دارد و البته در این شرایط نمره نهایی

مناسبی هم می گیرد .


حال برای این که از منظر دیگری منظور را روشن کنم . مثالی  دیگر

  میزنم . فرض کنید  شما می خواهید در موسیقی فردی بزرگ شوید . این کار غیر از استعداد

احتیاج به تمرین طاقت فرسایی دارد تا مثلاً شما در نواختن ویولن به مهارت برسید . امکان ندارد

شما با تخیل و خواندن کتاب راز و تصور ذهنی صرف و . . بتوانید موزیسین قابلی شوید

عوام برای آرزوهایشان منتظر یک معجزه می مانند . غافل از این که معجزه اصلی خود

ایشان اند و گنج های درونی شان . . .


*************************************************


 

.

 

تاریخ : 20 - اردیبهشت‌ماه - 1397 | نویسنده : خسرو فیضی | | 30 نظر
1 2 3 4 5 ... 52 >>